محمد بيومي مهران ( مترجم : سيد محمد راستگو )

62

بررسى تاريخى قصص قرآن ( فارسى )

بلندوزيرى و گنجورى دست يابد ، « 1 » و به گفتهء تورات يكى از زنان بزرگ مصر « اسنات » دختر « فوطى فارع » كاهن « اون » ( - عين شمس ) را به زنى بگيرد و از او داراى دو پسر با نام‌هاى « منسى » و « افرايم » « 2 » گردد . گرچه بنابر گزارش‌هاى عربى ، يوسف ، زن عزيز مصر را به زنى گرفت ، همو كه از پيش دل بردهء يوسف بود و مىخواست از او كام بگيرد . و اينكه شويش مرده بود يا از كار بر كنار شده بود و يوسف به جاى او نشسته بود . « 3 » بارى بر پايهء آنچه در قرآن كريم آمده ، يوسف خود از پادشاه خواست گنجورى خزانه‌ها را به دو سپارند . « گفت : من را بر خزانه‌هاى اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى كار دانم . » « 4 » در اينجا شايد اين پرسش پيش آيد كه در اين سخن يوسف ، از ديد دينى دو ناروايى ديده مىشود : نخست اينكه يوسف ، خود درخواست كرد سرپرستى خزانه‌ها را به دو بسپارند ، با اين كه از ديد دينى درست نيست كسى خود پيش گام شود و پست و پايگاهى را درخواست كند . چنان كه پيامبر ( ص ) فرموده است : « به خدا سوگند ما اين كار ( - كارهاى دولتى و ادارى ) را به كسى كه خود درخواست كند يا بر آن حرص ورزد ، نمىسپاريم « 5 » » و چنان كه در سفارش به عبد الرحمان بن سمرة فرموده است : « اى عبد الرحمان ! درخواست اميرى نكن ، كه اگر با درخواست به اميرى رسيدى ، آن را وامىگذارى و درست از پس آن برنمىآيى ( يا بردهء آن مىشوى ) و اگر بىدرخواست اميرى را به تو دادند آن را يارى مىكنى [ براى انجام دادن درست ، كوشش‌ها مىكنى ] » « 6 » . و دوم اينكه يوسف خويش را ستود و پاك شمرد و نگهبانى

--> ( 1 ) . دور نيست اگر بگوييم پست و پايگاه يوسف ، همان چيزى بوده كه در مصر كهن ادارهء كشاورزى و ادارهء خزانه‌دارى نام داشته است . ادارهء كشاورزى ، سرپرستى كشت و كار زمين‌هاى كناره‌هاى نيل را در دست داشته است . نيز زمين‌هاى صحرايى گرداگرد كاخ‌ها و گورهاى شاهى و اهرام را ، اما ادارهء خزانه‌دارى كه بيت المال سفيد ( برجج ) نيز ناميده مىشده ، سرپرستىاش در دست وزير ، مدير خزانه‌دارى بوده است و در ديگر شهرها نيز شاخه‌هايى داشته است . خزانه نيز دو بخش بوده است : يكى خزانهء طلا و ديگرى انبار غّلات ( بنگريد به : محمد بيومى مهران ، الحضارة المصرية ، اسكندريه ، 1984 م ، 129 ) . اما چنان كه از قرآن ( آيهء 78 ، سورهء يوسف ) برمىآيد ، او بىگمان پست و پايگاه عزيزى مصر را داشته است . ( 2 ) . سفر پيدايش ، 41 : 54 ، 50 - 52 . ( 3 ) . تفسير ابى سعود ، 4 / 286 ؛ تفسير نسفى ، 2 / 228 ؛ تفسير خازن ، 3 / 293 ؛ تاريخ طبرى ، 1 / 347 ؛ تاريخ ابن خلدون ، 2 / 452 ، الكامل ، ابن اثير ، البداية و النهاية ، 1 / 210 . ( 4 ) . « قالَ اجْعَلْنِي عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ » ( سورهء يوسف ، آيهء 55 ) . ( 5 ) . « انّا و اللّه لا نولّى هذا العمل احدا سأله او حرص عليه » . ( 6 ) . « يا عبد الرحمن لا تسأل الامارة فانّك ان اوتيتها عن مسألة وكّلت اليها و ان اوتيتها من غير مسألة اعنت عليها » .